مدیریت پروژههای معماری مبتنی بر BIM
- moh3nmalek@yahoo.com
- BIM
از هماهنگی اطلاعات و کنترل طراحی تا مدیریت زمان، هزینه، کیفیت و چرخه عمر ساختمان
واژگان کلیدی:
مدیریت پروژه معماری، مدلسازی اطلاعات ساختمان، BIM، مدیریت اطلاعات، ISO ۱۹۶۵۰، برنامه اجرایی BIM، محیط مشترک داده، هماهنگی بینرشتهای، برنامهریزی 4D، برآورد 5D، مدیریت چرخه عمر.
۱. مقدمه
پروژه معماری را نمیتوان صرفاً مجموعهای از نقشهها، مدلها و مدارک فنی دانست. هر پروژه معماری شبکهای پیچیده از تصمیمات طراحی، الزامات عملکردی، محدودیتهای اقتصادی، ضوابط قانونی، برنامه زمانی، نیازهای کارفرما، دادههای مهندسی و فرایندهای اجرایی است. هرچه پروژه بزرگتر یا پیچیدهتر باشد، مدیریت ارتباط میان این اجزا دشوارتر میشود.
در روشهای سنتی، اطلاعات پروژه معمولاً در قالب فایلهای متعدد، نقشههای دوبعدی، جداول اکسل، مکاتبات، صورتجلسات و گزارشهای جداگانه تولید و نگهداری میشود. این پراکندگی میتواند پیامدهای زیر را به همراه داشته باشد:
- ناسازگاری میان نقشههای معماری، سازه و تأسیسات؛
- استفاده از نسخههای قدیمی مدارک؛
- دوبارهکاری در طراحی یا اجرا؛
- دشواری ردیابی تغییرات؛
- افزایش خطاهای متره و برآورد؛
- ابهام در مسئولیت افراد؛
- تأخیر در تصمیمگیری؛
- کاهش قابلیت اعتماد به اطلاعات پروژه؛
- انتقال ناقص اطلاعات به کارفرما یا بهرهبردار.
BIM پاسخی به همین مسئله است؛ اما پاسخ BIM صرفاً «سهبعدیکردن نقشهها» نیست. BIM تلاش میکند اطلاعات پروژه را در قالب یک فرایند مدیریتشده، قابل ردیابی، هماهنگ و قابل استفاده مجدد سازماندهی کند.
بنابراین، مهمترین تحول BIM در پروژههای معماری نه در شکل مدل، بلکه در ساختار مدیریت پروژه و جریان اطلاعات رخ میدهد.
۲. BIM چیست و چه تفاوتی با مدلسازی سهبعدی دارد؟
BIM مخفف عبارت Building Information Modeling یا در تعریفی گستردهتر، Building Information Management است. در برداشت نخست، بر ایجاد مدل دیجیتال ساختمان تأکید میشود؛ اما در برداشت مدیریتی، BIM فرایندی برای تولید، تبادل، کنترل و بهرهبرداری از اطلاعات ساختمان در طول چرخه عمر پروژه است.
یک مدل سهبعدی معمولی ممکن است تنها هندسه ساختمان را نمایش دهد، در حالی که یک مدل BIM میتواند علاوه بر هندسه، اطلاعات زیر را نیز در خود یا در پایگاههای داده مرتبط نگهداری کند:
- نوع و مشخصات عناصر ساختمانی؛
- مصالح و لایههای تشکیلدهنده؛
- کد طبقهبندی؛
- فاز ساخت؛
- هزینه؛
- زمان اجرا؛
- مشخصات عملکردی؛
- الزامات نگهداری؛
- اطلاعات سازنده و تأمینکننده؛
- وضعیت تأیید یا بازبینی؛
- ارتباط با مدارک و دستورالعملها؛
- دادههای مربوط به بهرهبرداری.
بنابراین، تفاوت اصلی BIM با مدلسازی سهبعدی در این است که مدل BIM باید بتواند به پرسشهای مدیریتی پاسخ دهد:
- چه اطلاعاتی باید تولید شود؟
- چه کسی مسئول تولید آن است؟
- اطلاعات در چه زمانی لازم است؟
- اطلاعات با چه سطحی از جزئیات و اطمینان باید تحویل شود؟
- چه کسی آن را کنترل و تأیید میکند؟
- اطلاعات از چه مسیری منتشر میشود؟
- تغییرات چگونه ردیابی میشوند؟
- دادههای تولیدشده در مرحله بعدی پروژه چگونه استفاده خواهند شد؟
اگر این پرسشها پاسخ مشخصی نداشته باشند، پروژه ممکن است دارای مدلهای پیشرفته باشد، اما الزاماً یک پروژه BIM مدیریتشده نیست.
۳. مدیریت پروژه معماری در بستر BIM
مدیریت پروژه معماری شامل برنامهریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل منابع برای تحقق اهداف پروژه است. این اهداف عموماً در چند حوزه اصلی تعریف میشوند:
- محدوده و الزامات پروژه؛
- زمان؛
- هزینه؛
- کیفیت؛
- منابع انسانی؛
- ارتباطات؛
- ریسک؛
- تدارکات و قراردادها؛
- اطلاعات و اسناد؛
- رضایت ذینفعان.
BIM یک حوزه جداگانه از مدیریت پروژه نیست، بلکه بستری است که میتواند تمام این حوزهها را به یکدیگر متصل کند. برای مثال:
- مدل معماری محدوده فیزیکی پروژه را نمایش میدهد؛
- اتصال مدل به برنامه زمانبندی، کنترل زمان را تقویت میکند؛
- استخراج مقادیر و اتصال آنها به قیمتها، مدیریت هزینه را بهبود میدهد؛
- قواعد کنترل مدل، بخشی از مدیریت کیفیت را تشکیل میدهد؛
- محیط مشترک داده، ارتباطات پروژه را سازماندهی میکند؛
- تحلیل تعارضها، ریسکهای اجرایی را کاهش میدهد؛
- اطلاعات محصول و تجهیز، فرایند تدارکات را پشتیبانی میکند؛
- مدل نهایی و دادههای تجهیز، مبنایی برای مدیریت دارایی فراهم میآورد.
۴. اهداف اصلی BIM در پروژههای معماری
استفاده از BIM باید بر اساس اهداف مشخص پروژه صورت گیرد. ایجاد مدل بدون تعریف هدف، معمولاً باعث افزایش هزینه، اتلاف منابع و تولید اطلاعات غیرضروری میشود.
مهمترین اهداف BIM در پروژههای معماری عبارتاند از:
۴.۱. افزایش هماهنگی طراحی
مدلهای معماری، سازه، مکانیک و برق میتوانند در یک مدل تجمیعی یا Federated Model کنار یکدیگر قرار گیرند. این ساختار امکان بررسی هماهنگی فضایی و اطلاعاتی را فراهم میکند.
۴.۲. کاهش دوبارهکاری
تشخیص مشکلات پیش از ورود به کارگاه، هزینه اصلاحات را کاهش میدهد. اصلاح یک تعارض در مرحله طراحی معمولاً بسیار کمهزینهتر از اصلاح همان تعارض در زمان اجراست.
۴.۳. افزایش قابلیت پیشبینی
BIM امکان بررسی سناریوهای مختلف طراحی، ساخت، زمانبندی، هزینه، انرژی و بهرهبرداری را فراهم میکند. در نتیجه، تصمیمگیری از حالت واکنشی به رویکردی پیشبینانه نزدیک میشود.
۴.۴. افزایش شفافیت اطلاعات
زمانی که اطلاعات در یک محیط مشترک و با ساختار مشخص منتشر شود، ذینفعان میتوانند به نسخه صحیح و معتبر اطلاعات دسترسی پیدا کنند.
۴.۵. کنترل بهتر تغییرات
در BIM، تغییر یک عنصر میتواند در نماها، مقاطع، جداول و مقادیر مرتبط منعکس شود. البته این قابلیت تنها زمانی مؤثر است که مدل درست ساخته شده و فرایند تأیید تغییرات نیز تعریف شده باشد.
۴.۶. بهبود کیفیت تحویل پروژه
BIM میتواند تحویل پروژه را از مجموعهای از فایلهای پراکنده به یک بسته اطلاعاتی ساختاریافته تبدیل کند که برای ساخت، بهرهبرداری و نگهداری قابل استفاده باشد.
۵. ارکان اصلی موفقیت پروژه BIM
موفقیت پروژه BIM بر چهار رکن اصلی استوار است:
| رکن | شرح |
|---|---|
| فرایند | نحوه تولید، کنترل، اشتراک و تأیید اطلاعات |
| افراد | نقشها، مسئولیتها، مهارتها و ساختار تیم |
| فناوری | نرمافزارها، سختافزارها، سرورها و زیرساخت ارتباطی |
| اطلاعات | مدلها، اسناد، دادهها، کدها، طبقهبندیها و الزامات |
تمرکز بیش از حد بر فناوری، یکی از رایجترین خطاهای استقرار BIM است. خرید نرمافزار یا استخدام مدلساز، بدون اصلاح فرایندها و تعریف مسئولیتها، معمولاً به ایجاد مدلهای جزیرهای و غیرقابل اعتماد منجر میشود.
۶. مدیریت اطلاعات و استاندارد ISO ۱۹۶۵۰
خانواده استانداردهای ISO 19650 یکی از مهمترین چارچوبهای بینالمللی برای مدیریت اطلاعات در چرخه عمر داراییهای ساختهشده با استفاده از BIM است. تأکید این استاندارد بر آن است که اطلاعات باید:
- بر اساس نیاز واقعی تولید شوند؛
- در زمان مناسب در دسترس باشند؛
- دارای مسئول مشخص باشند؛
- از فرایند بازبینی و تأیید عبور کنند؛
- در محیط مشترک داده مدیریت شوند؛
- قابلیت ردیابی و استفاده مجدد داشته باشند.
۶.۱. الزامات اطلاعاتی
پیش از آغاز مدلسازی باید مشخص شود که کارفرما و سایر ذینفعان دقیقاً به چه اطلاعاتی نیاز دارند. این نیازها میتوانند در چند سطح تعریف شوند:
الف) الزامات اطلاعات سازمانی
اطلاعاتی که برای تحقق اهداف کلان سازمان لازم است؛ مانند مدیریت سبد داراییها، گزارشهای مدیریتی، راهبرد پایداری یا استانداردهای سازمانی.
ب) الزامات اطلاعات دارایی
دادههایی که برای بهرهبرداری، نگهداری و مدیریت ساختمان پس از تحویل لازماند؛ مانند کد تجهیزات، دوره سرویس، مشخصات فنی و تاریخ ضمانت.
ج) الزامات اطلاعات پروژه
اطلاعاتی که برای تصمیمگیری و مدیریت یک پروژه مشخص لازم است؛ مانند اطلاعات طراحی، برآورد، کنترل برنامه یا اخذ تأییدیهها.
د) الزامات تبادل اطلاعات
مشخص میکند در هر نقطه تحویل، چه اطلاعاتی، با چه قالبی، توسط چه کسی و در چه زمانی باید ارائه شود.
اصل بنیادین این است که اطلاعات نباید صرفاً به دلیل امکان فنی تولید شوند؛ بلکه باید به یک هدف مدیریتی یا تصمیم مشخص پاسخ دهند.
۷. برنامه اجرایی BIM یا BEP
یکی از مهمترین اسناد پروژه، BIM Execution Plan یا برنامه اجرایی BIM است. این سند توضیح میدهد که تیم پروژه چگونه اهداف و الزامات BIM را محقق خواهد کرد.
BEP باید سندی عملیاتی و قابل اجرا باشد، نه مجموعهای از جملات کلی و تبلیغاتی.
۷.۱. محتوای پیشنهادی BEP
یک BEP کامل میتواند شامل موارد زیر باشد:
- معرفی پروژه؛
- اهداف و کاربردهای BIM؛
- ساختار تیم و نمودار سازمانی؛
- نقشها و مسئولیتها؛
- ماتریس مسئولیت تولید اطلاعات؛
- نرمافزارها و نسخههای مورد استفاده؛
- فرمتهای تبادل اطلاعات؛
- روش نامگذاری فایلها و مدلها؛
- ساختار پوشهها و محیط مشترک داده؛
- سیستم مختصات و نقطه مبنای پروژه؛
- نحوه تفکیک مدلها؛
- سطح نیاز اطلاعات در نقاط تحویل؛
- برنامه زمانبندی تولید اطلاعات؛
- فرایند کنترل کیفیت؛
- روش تشخیص و مدیریت تعارضها؛
- فرایند مدیریت تغییرات؛
- سطوح دسترسی و امنیت اطلاعات؛
- روش آرشیو و نگهداری نسخهها؛
- برنامه تحویل نهایی؛
- شاخصهای ارزیابی عملکرد BIM.
۷.۲. پیش از قرارداد و پس از قرارداد
برنامه اجرایی BIM معمولاً میتواند در دو سطح شکل بگیرد:
- BEP پیشنهادی: توانایی، روش و ظرفیت تیم را برای پاسخگویی به نیازهای پروژه نشان میدهد؛
- BEP نهایی یا پس از انتصاب: جزئیات اجرایی، مسئولیتها، گردشکارها، ابزارها و نقاط تحویل را تثبیت میکند.
هر زمان تیم، محدوده، نرمافزار یا روش تحویل تغییر کند، BEP نیز باید بازنگری شود.
۸. ساختار تیم BIM و نقشها
یکی از اشتباهات رایج، یکسان دانستن نقشهای مدیر BIM، هماهنگکننده BIM و مدلساز BIM است. این نقشها ممکن است در پروژه کوچک توسط یک نفر انجام شوند، اما از نظر مسئولیت تفاوت دارند.
۸.۱. مدیر BIM
مدیر BIM بیشتر بر راهبرد و فرایند تمرکز دارد. وظایف او میتواند شامل موارد زیر باشد:
- تدوین و نگهداری BEP؛
- تعریف استانداردها و گردشکارها؛
- هماهنگی میان سازمانها و رشتهها؛
- مدیریت الزامات اطلاعاتی؛
- نظارت بر کیفیت کلی تحویلها؛
- مدیریت ریسکهای BIM؛
- گزارشدهی به مدیر پروژه و کارفرما؛
- برنامهریزی آموزش و توسعه ظرفیت تیم.
مدیر BIM الزاماً مسئول اصلاح مستقیم تمام مدلها نیست.
۸.۲. هماهنگکننده BIM
هماهنگکننده BIM در سطح عملیاتی فعالیت میکند:
- تجمیع مدلهای رشتهای؛
- اجرای کنترل تداخل؛
- بررسی مختصات و موقعیت مدلها؛
- تهیه گزارش مسائل؛
- پیگیری اصلاح تعارضها؛
- کنترل رعایت استانداردهای مدلسازی؛
- آمادهسازی جلسات هماهنگی.
۸.۳. سرپرست BIM رشته
هر رشته، مانند معماری، سازه یا مکانیک، بهتر است سرپرست مشخصی داشته باشد که مسئول کیفیت مدل همان رشته باشد.
۸.۴. تولیدکننده اطلاعات یا BIM Author
این نقش وظیفه تولید مدل، خانوادهها، شیتها، جداول و دادهها را بر اساس استاندارد پروژه بر عهده دارد.
۸.۵. مدیر اطلاعات
تمرکز مدیر اطلاعات بر گردش، وضعیت، انتشار، ثبت و کنترل دسترسی اطلاعات است. این نقش لزوماً مسئول طراحی یا صحت فنی محتوای مدل نیست.
۸.۶. مدیر پروژه
مدیر پروژه باید BIM را بخشی از سیستم کنترل پروژه بداند. اگر مدیر پروژه از جریان اطلاعات BIM جدا باشد، خروجی مدلها ممکن است با زمانبندی، قرارداد، هزینه و تصمیمات واقعی پروژه همسو نباشد.
۹. محیط مشترک داده یا CDE
Common Data Environment محیطی برای جمعآوری، مدیریت، کنترل و انتشار اطلاعات پروژه است. CDE صرفاً یک پوشه ابری یا سرور اشتراکی نیست؛ بلکه ترکیبی از ابزار، قواعد، وضعیتها، سطوح دسترسی و گردشکار تأیید است.
یک ساختار رایج در CDE شامل چهار وضعیت اصلی است:
۹.۱. کار در حال انجام — WIP
اطلاعاتی که هنوز در داخل تیم تولیدکننده در حال توسعهاند و برای استفاده عمومی معتبر نیستند.
۹.۲. اطلاعات اشتراکگذاریشده — Shared
اطلاعاتی که پس از کنترل داخلی، برای هماهنگی با سایر تیمها منتشر شدهاند.
۹.۳. اطلاعات منتشرشده یا مستندشده — Published
اطلاعاتی که مراحل بازبینی و تأیید را طی کرده و برای هدف مشخصی مانند اجرا، اخذ مجوز یا تحویل رسمی منتشر شدهاند.
۹.۴. آرشیو — Archive
سوابق نسخهها، تغییرات و تحویلهای گذشته برای اهداف حقوقی، مدیریتی و فنی نگهداری میشوند.
جریان اطلاعات را میتوان بهصورت ساده چنین نمایش داد:
WIP→Shared→Published→Archive WIP \rightarrow Shared \rightarrow Published \rightarrow Archive WIP→Shared→Published→Archive
هر انتقال باید با کنترل، مسئولیت و وضعیت مناسب همراه باشد. انتقال فایل از پوشهای به پوشه دیگر بدون بررسی محتوا، مدیریت اطلاعات محسوب نمیشود.
۱۰. سطح نیاز اطلاعات و مسئله LOD
در پروژههای BIM معمولاً از اصطلاح LOD استفاده میشود؛ اما این اصطلاح گاهی به شکل نادرست فقط به «میزان جزئیات هندسی» تعبیر میشود.
برای مدیریت درست اطلاعات باید میان مؤلفههای زیر تفکیک قائل شد:
- جزئیات هندسی؛
- اطلاعات غیرهندسی؛
- اسناد مرتبط؛
- میزان اطمینان یا اعتبار اطلاعات؛
- هدف استفاده از اطلاعات؛
- زمان تحویل اطلاعات.
مدل مرحله مفهومی لازم نیست شامل تمام پیچها، اتصالات یا مشخصات سازنده باشد. برعکس، مدل پرجزئیات نیز اگر اطلاعات مورد نیاز تصمیمگیری را نداشته باشد، لزوماً مدل باکیفیتی نیست.
اصل مهم این است:
سطح اطلاعات باید متناسب با هدف، مرحله پروژه و مسئولیت تصمیمگیری تعریف شود.
تولید بیش از حد اطلاعات مشکلاتی مانند سنگینی مدل، افزایش زمان مدلسازی، پیچیدگی کنترل و هزینه غیرضروری ایجاد میکند. تولید کمتر از نیاز نیز باعث تصمیمگیری ناقص و دوبارهکاری میشود.
۱۱. برنامهریزی تولید اطلاعات
مدل و مدارک BIM باید مانند سایر فعالیتهای پروژه برنامهریزی شوند. یکی از ضعفهای رایج آن است که زمانبندی کل پروژه تهیه میشود، اما فعالیتهای تولید، کنترل و انتشار مدل در آن دیده نمیشوند.
برای هر بسته اطلاعاتی باید موارد زیر مشخص باشد:
- نام تحویل؛
- تولیدکننده؛
- مسئول کنترل؛
- تاریخ شروع؛
- تاریخ کنترل داخلی؛
- تاریخ اشتراکگذاری؛
- تاریخ تأیید؛
- قالب تحویل؛
- سطح نیاز اطلاعات؛
- وابستگی به سایر فعالیتها.
۱۱.۱. برنامه تحویل اطلاعات وظیفهای
هر تیم یا رشته، برنامه تحویل اطلاعات خود را تنظیم میکند. این برنامه نشان میدهد که آن تیم چه اطلاعاتی را در چه زمانی تولید خواهد کرد.
۱۱.۲. برنامه اصلی تحویل اطلاعات
برنامههای رشتههای مختلف با یکدیگر ترکیب میشوند تا برنامه کلی تحویل اطلاعات پروژه شکل گیرد. این برنامه باید با برنامه زمانبندی اصلی پروژه همراستا باشد.
برای مثال، مدل سقف کاذب نباید پیش از تثبیت شبکه تأسیسات اصلی به مرحله نهایی برسد. وابستگی اطلاعاتی میان مدلها باید مانند روابط پیشنیازی در برنامه زمانبندی مدیریت شود.
۱۲. کاربردهای BIM در مراحل مختلف پروژه معماری
۱۲.۱. مرحله امکانسنجی و برنامهریزی
در این مرحله BIM میتواند برای موارد زیر استفاده شود:
- تحلیل سایت؛
- بررسی محدودیتهای زمین؛
- تحلیل سطح اشغال و تراکم؛
- مطالعات حجمگذاری؛
- مقایسه گزینههای طراحی؛
- برآورد اولیه مساحت و هزینه؛
- تحلیل سایهاندازی و تابش؛
- بررسی دسترسی و سیرکولاسیون؛
- ارزیابی اولیه مصرف انرژی.
ارزش BIM در این مرحله، سرعت تولید تصویر سهبعدی نیست، بلکه امکان مقایسه سناریوها بر اساس شاخصهای قابل اندازهگیری است.
۱۲.۲. طراحی مفهومی
در طراحی مفهومی، مدل باید منعطف و سبک باشد. جزئیات بیش از حد میتواند مانع بررسی سریع گزینهها شود.
اطلاعات کلیدی این مرحله عبارتاند از:
- عملکرد فضاها؛
- مساحت؛
- ارتباطات فضایی؛
- جهتگیری؛
- حجم؛
- ارتفاع؛
- نورگیری؛
- دسترسی؛
- معیارهای اقلیمی؛
- محدودیتهای ضوابطی.
۱۲.۳. توسعه طراحی
در این مرحله هماهنگی بینرشتهای اهمیت بیشتری پیدا میکند. تصمیماتی مانند ساختار پوسته، سیستم سازه، مسیرهای اصلی تأسیسات، ارتفاع طبقات و سقفهای کاذب باید تثبیت شوند.
مدل معماری باید بتواند بهعنوان پایه هماهنگی استفاده شود، اما نباید جایگزین مسئولیت طراحی سایر رشتهها شود.
۱۲.۴. طراحی تفصیلی و اسناد اجرایی
در این مرحله، مدل به منبع اصلی تولید نقشه، جدول، جزئیات و مقادیر تبدیل میشود. کنترل موارد زیر ضروری است:
- انطباق پلان، نما، مقطع و جزئیات؛
- کدگذاری فضاها؛
- تیپبندی درها و پنجرهها؛
- ترکیببندی دیوارها و کفها؛
- کنترل شیبها و ترازها؛
- هماهنگی بازشوها؛
- الزامات دسترسی و ایمنی؛
- هماهنگی با مدل سازه و تأسیسات؛
- کنترل اطلاعات شیتها.
۱۲.۵. تدارکات و مناقصه
BIM میتواند برای استخراج مقادیر، بررسی بستههای کاری، مقایسه پیشنهادها و شفافسازی محدوده پیمانکاران استفاده شود.
اما مقادیر مدل تنها زمانی معتبرند که:
- روش مدلسازی عناصر مشخص باشد؛
- قواعد اندازهگیری تعریف شده باشند؛
- عناصر تکراری یا همپوشان کنترل شوند؛
- محدوده مدل با محدوده قرارداد تطبیق داشته باشد؛
- اقلام غیرمدلشده بهصورت جداگانه محاسبه شوند.
۱۲.۶. اجرا
کاربردهای BIM در مرحله اجرا شامل موارد زیر است:
- برنامهریزی 4D؛
- هماهنگی کارگاهی؛
- تولید نقشههای کارگاهی؛
- برنامهریزی لجستیک؛
- کنترل توالی اجرا؛
- ثبت وضعیت پیشرفت؛
- مدیریت درخواستهای اطلاعات؛
- بررسی تغییرات؛
- مستندسازی چونساخت.
۱۲.۷. تحویل و بهرهبرداری
در مرحله تحویل باید اطلاعاتی ارائه شود که واقعاً برای بهرهبردار قابل استفاده باشد. مدل نهایی نباید صرفاً نسخه اصلاحشده مدل طراحی باشد؛ بلکه باید وضعیت واقعی اجرا را منعکس کند.
اطلاعات قابل تحویل میتواند شامل موارد زیر باشد:
- مشخصات تجهیزات نصبشده؛
- کد دارایی؛
- موقعیت تجهیز؛
- شماره سریال؛
- تاریخ نصب؛
- مدت ضمانت؛
- دستورالعمل بهرهبرداری؛
- دورههای نگهداری؛
- تأمینکننده؛
- قطعات یدکی؛
- مدارک آزمون و راهاندازی.
۱۳. هماهنگی بینرشتهای و Clash Detection
تشخیص تداخل یا Clash Detection یکی از شناختهشدهترین کاربردهای BIM است؛ اما هماهنگی صرفاً به پیدا کردن برخوردهای هندسی محدود نمیشود.
۱۳.۱. تداخل سخت
زمانی رخ میدهد که دو عنصر واقعاً یکدیگر را قطع کنند؛ مانند عبور کانال هوا از تیر سازهای.
۱۳.۲. تداخل نرم
زمانی است که فضای آزاد مورد نیاز یک عنصر رعایت نشده باشد؛ مانند نبود فضای کافی برای تعمیر و نگهداری تجهیز.
۱۳.۳. تداخل زمانی
دو فعالیت یا تجهیز در یک زمان و فضای مشترک با یکدیگر ناسازگارند؛ برای مثال مسیر حرکت جرثقیل با عملیات همزمان در جبهه دیگر تداخل دارد.
۱۳.۴. تعارض اطلاعاتی
ممکن است هندسه عناصر مشکلی نداشته باشد، اما اطلاعات آنها متناقض باشد؛ مانند تفاوت کد فضا، جنس مصالح، درجه مقاومت حریق یا مشخصات تجهیز.
۱۳.۵. تعارض ضابطهای
طراحی میتواند از نظر هندسی هماهنگ باشد، اما با ضوابط آتشنشانی، دسترسی افراد دارای معلولیت، ارتفاع آزاد، نورگیری یا خروج اضطراری مغایرت داشته باشد.
۱۴. مدیریت جلسات هماهنگی BIM
جلسه هماهنگی باید بر اساس مدل و فهرست مسائل برگزار شود، نه بر مبنای مشاهده تصادفی مدل سهبعدی.
هر مسئله بهتر است شامل اطلاعات زیر باشد:
- شناسه یکتا؛
- عنوان؛
- تصویر یا نمای مرتبط؛
- موقعیت؛
- رشته مسئول؛
- شخص مسئول؛
- درجه اهمیت؛
- تاریخ ایجاد؛
- مهلت پاسخ؛
- وضعیت؛
- راهحل پیشنهادی؛
- تاریخ بستهشدن؛
- مستند تأیید.
وضعیت مسائل میتواند شامل موارد زیر باشد:
- باز؛
- در حال بررسی؛
- تخصیصیافته؛
- نیازمند تصمیم کارفرما؛
- اصلاحشده؛
- آماده کنترل؛
- بستهشده؛
- ردشده یا تکراری.
در پایان جلسه باید مشخص شود که چه کسی، چه کاری را، تا چه تاریخی انجام میدهد. اگر جلسه فقط به نمایش تعارضها محدود شود و مسئولیت و مهلت تعیین نشود، ارزش مدیریتی آن بسیار پایین خواهد بود.
۱۵. مدیریت زمان با BIM چهاربعدی
در BIM چهاربعدی یا 4D BIM، اجزای مدل به فعالیتهای برنامه زمانبندی متصل میشوند. این ارتباط امکان شبیهسازی توالی ساخت را فراهم میکند.
کاربردهای اصلی 4D عبارتاند از:
- بررسی امکانپذیری توالی ساخت؛
- تشخیص تداخل زمانی فعالیتها؛
- برنامهریزی فازبندی پروژه؛
- تحلیل مسیرهای دسترسی کارگاه؛
- کنترل محل انبار مصالح؛
- بررسی حرکت ماشینآلات؛
- ارائه برنامه به کارفرما و پیمانکار؛
- مقایسه پیشرفت برنامهای و واقعی؛
- بررسی سناریوهای جبرانی.
برای ایجاد مدل 4D معتبر، باید ساختار شکست کار و ساختار تفکیک مدل با یکدیگر سازگار باشند. اگر برنامه زمانبندی بر اساس مناطق اجرایی تهیه شده باشد، اما مدل بر اساس طبقات یا فایلهای نامرتبط تفکیک شده باشد، اتصال آنها دشوار و پرهزینه خواهد شد.
ساختارهای زیر باید تا حد امکان همراستا شوند:
- WBS یا ساختار شکست کار؛
- CBS یا ساختار شکست هزینه؛
- ساختار تفکیک مدل؛
- کدهای مکانی؛
- بستههای قراردادی؛
- کد فعالیتها.
۱۶. مدیریت هزینه با BIM پنجبعدی
BIM پنجبعدی یا 5D BIM به ارتباط مدل با مقادیر، نرخها و ساختار هزینه اشاره دارد. هدف آن صرفاً استخراج متره نیست، بلکه ایجاد ارتباط پویا میان طراحی و پیامدهای اقتصادی تصمیمات است.
۱۶.۱. فرایند کلی 5D
هر تغییر طراحی میتواند بر مقادیر و هزینه اثر بگذارد. برای مثال، تغییر نوع دیوار میتواند بر مصالح، نیروی انسانی، زمان اجرا، وزن، عملکرد حرارتی و هزینه نهایی تأثیر داشته باشد.
۱۶.۲. محدودیتهای استخراج خودکار مقادیر
همه اقلام پروژه مستقیماً از مدل استخراج نمیشوند. هزینههایی مانند تجهیز کارگاه، حملونقل، پرت مصالح، بالاسری، بیمه، مالیات، ریسک، آزمایشها و هزینههای غیرمستقیم نیازمند قواعد جداگانهاند.
بنابراین:
مدل یکی از منابع برآورد است، نه تمام سیستم برآورد.
۱۶.۳. کنترل ارزش کسبشده
در پروژههای پیشرفته، دادههای مدل میتوانند با سیستم ارزش کسبشده تلفیق شوند:
که در آن:
- EVEVEV: ارزش کسبشده؛
- ACACAC: هزینه واقعی؛
- PVPVPV: ارزش برنامهریزیشده؛
- CPICPICPI: شاخص عملکرد هزینه؛
- SPISPISPI: شاخص عملکرد زمان است.
ترکیب مدل مکانی با این شاخصها میتواند نشان دهد که تأخیر یا انحراف هزینه در کدام بخش فیزیکی ساختمان رخ داده است.
۱۷. مدیریت کیفیت مدل و اطلاعات
کیفیت در BIM تنها به زیبایی یا صحت هندسی مدل محدود نیست. یک مدل باکیفیت باید برای هدف تعریفشده قابل اعتماد، قابل استفاده، قابل تبادل و قابل ردیابی باشد.
۱۷.۱. کنترل هندسی
- مختصات صحیح؛
- ترازها و شبکهها؛
- نبود عناصر تکراری؛
- نبود همپوشانیهای غیرمجاز؛
- اتصال صحیح اجزا؛
- صحت ابعاد و فواصل؛
- کنترل بازشوها؛
- انطباق با تلرانس پروژه.
۱۷.۲. کنترل اطلاعاتی
- تکمیل پارامترهای الزامی؛
- صحت کد طبقهبندی؛
- نامگذاری صحیح؛
- یکتایی شناسهها؛
- هماهنگی دادهها با جداول؛
- عدم استفاده از مقادیر مبهم؛
- تطابق واحدها.
۱۷.۳. کنترل مستندات
- شماره و عنوان شیتها؛
- وضعیت بازبینی؛
- تاریخ انتشار؛
- شماره نسخه؛
- نام مسئول تهیه و کنترل؛
- هماهنگی میان شیت و مدل؛
- صحت علائم و یادداشتها.
۱۷.۴. کنترل سلامت مدل
- حجم فایل؛
- تعداد هشدارها؛
- لینکهای مفقود؛
- خانوادههای سنگین؛
- عناصر واردشده غیرضروری؛
- نماهای استفادهنشده؛
- فایلهای CAD اضافی؛
- دادههای تکراری؛
- تنظیمات نادرست Worksetها.
کنترل کیفیت باید در چند مرحله انجام شود:
- خودکنترلی تولیدکننده؛
- کنترل داخلی رشته؛
- کنترل هماهنگکننده BIM؛
- کنترل بینرشتهای؛
- کنترل تحویل توسط مدیر اطلاعات یا نماینده کارفرما.
۱۸. مدیریت تغییرات
تغییر در پروژه معماری اجتنابناپذیر است. مسئله اصلی جلوگیری کامل از تغییر نیست، بلکه ثبت، ارزیابی، تأیید و اعمال کنترلشده آن است.
فرایند پیشنهادی مدیریت تغییر:
- ثبت درخواست تغییر؛
- تعیین علت؛
- شناسایی عناصر و مدارک تحت تأثیر؛
- تحلیل اثر بر زمان؛
- تحلیل اثر بر هزینه؛
- تحلیل اثر بر کیفیت و عملکرد؛
- بررسی اثر بینرشتهای؛
- اخذ تأیید مسئول؛
- اعمال تغییر در مدل؛
- کنترل و انتشار نسخه جدید؛
- ثبت سابقه تغییر.
هر تغییر باید حداقل به سه پرسش پاسخ دهد:
- چه چیزی تغییر کرد؟
- چرا تغییر کرد؟
- چه پیامدی بر پروژه داشت؟
وجود مدل BIM، بدون سیستم مدیریت تغییر، میتواند حتی باعث انتشار سریعتر خطا شود؛ زیرا یک تغییر نادرست ممکن است در تعداد زیادی نقشه، جدول و خروجی منعکس شود.
۱۹. مدیریت ریسک در پروژههای BIM
BIM برخی ریسکها را کاهش میدهد، اما ریسکهای جدیدی نیز ایجاد میکند.
۱۹.۱. ریسکهای کاهشیافته
- تعارض بینرشتهای؛
- خطاهای ناشی از ناهماهنگی نقشهها؛
- ابهام فضایی؛
- دوبارهکاری کارگاهی؛
- عدم قطعیت در مقادیر؛
- مشکلات توالی ساخت؛
- ضعف ارتباطات بصری.
۱۹.۲. ریسکهای جدید
- اتکای بیش از حد به مدل؛
- استفاده از نسخه نادرست؛
- مسئولیت نامشخص صحت دادهها؛
- ناسازگاری نرمافزارها؛
- از دست رفتن اطلاعات هنگام تبدیل فرمت؛
- دسترسی غیرمجاز؛
- قفلشدن پروژه به یک پلتفرم خاص؛
- کمبود نیروی متخصص؛
- افزایش غیرمنطقی جزئیات؛
- استفاده از مدل برای هدفی غیر از هدف تولید آن.
۱۹.۳. راهکارهای کنترل ریسک
- تعریف کاربرد مجاز هر مدل؛
- تعیین مسئولیت قراردادی اطلاعات؛
- کنترل دسترسی؛
- پشتیبانگیری منظم؛
- آزمایش تبادل فایل پیش از شروع پروژه؛
- تهیه پروتکل امنیت اطلاعات؛
- ثبت نسخه نرمافزارها؛
- کنترل فرمتهای باز مانند IFC؛
- آموزش کاربران؛
- انجام تحویلهای آزمایشی.
۲۰. قراردادها و مسئولیت حقوقی
پیادهسازی BIM بدون توجه به قرارداد میتواند تعارضهای جدی ایجاد کند. قرارداد باید مشخص کند:
- مالکیت مدل متعلق به چه کسی است؛
- چه کسی مسئول صحت هر بخش از اطلاعات است؛
- مدل برای چه اهدافی قابل استفاده است؛
- اولویت قراردادی مدل و نقشه چگونه تعیین میشود؛
- تغییرات چگونه تأیید میشوند؛
- مسئولیت خطاهای تبادل اطلاعات چیست؛
- حقوق مالکیت فکری چگونه حفظ میشود؛
- سطح جزئیات و تحویل مورد انتظار چیست؛
- اطلاعات تا چه مدت نگهداری میشوند؛
- دسترسی افراد پس از پایان قرارداد چگونه مدیریت میشود.
عبارت کلی «پروژه باید بهصورت BIM انجام شود» از نظر قراردادی کافی نیست. لازم است خروجیها، فرمتها، مسئولیتها، نقاط تحویل و معیارهای پذیرش بهطور دقیق تعریف شوند.
۲۱. قابلیت همکاری و فرمتهای باز
پروژههای معماری معمولاً از چند نرمافزار استفاده میکنند. در نتیجه، قابلیت همکاری یا Interoperability اهمیت زیادی دارد.
فرمتهای باز مانند IFC میتوانند امکان تبادل اطلاعات میان پلتفرمهای مختلف را فراهم کنند. با این حال، IFC یک راهحل جادویی نیست. کیفیت تبادل به عوامل زیر وابسته است:
- نحوه مدلسازی مبدأ؛
- نگاشت طبقات و انواع عناصر؛
- تنظیمات Export؛
- نسخه و View Definition؛
- ساختار Property Setها؛
- تنظیمات Import نرمافزار مقصد؛
- هدف تبادل.
پیش از آغاز پروژه باید یک نمونه کوچک آزمایشی میان نرمافزارهای اصلی تبادل شود. این آزمایش باید موارد زیر را کنترل کند:
- مختصات؛
- طبقات؛
- دستهبندی عناصر؛
- ویژگیها؛
- مصالح؛
- فضاها؛
- شناسهها؛
- هندسههای پیچیده؛
- حجم فایل؛
- قابلیت بهروزرسانی.
۲۲. BIM در مدیریت دفتر معماری
در سطح دفتر معماری، BIM باید از حالت وابستگی به افراد خارج و به یک ظرفیت سازمانی تبدیل شود.
۲۲.۱. کتابخانه استاندارد
کتابخانه باید شامل خانوادهها، Templateها، Detail Componentها، متریالها، پارامترها و استانداردهای گرافیکی کنترلشده باشد.
هر خانواده باید از نظر موارد زیر ارزیابی شود:
- حجم و پیچیدگی؛
- پارامترهای ضروری؛
- نامگذاری؛
- دستهبندی؛
- رفتار در نماهای مختلف؛
- قابلیت متره؛
- سازگاری با پروژه؛
- منشأ و وضعیت تأیید.
۲۲.۲. استاندارد نامگذاری
نامگذاری باید برای فایلها، مدلها، نماها، شیتها، خانوادهها، تیپها، فضاها و خروجیها تعریف شود. هدف، ایجاد نامهای طولانی و پیچیده نیست؛ بلکه باید از روی نام هر مورد بتوان نوع، رشته، موقعیت و وضعیت آن را تشخیص داد.
۲۲.۳. قالب پروژه
Template باید حداقل موارد زیر را کنترل کند:
- واحدها؛
- سبکهای خط؛
- فونتها؛
- View Templateها؛
- فیلترها؛
- Browser Organization؛
- پارامترهای مشترک؛
- شیتها؛
- علائم؛
- تنظیمات فاز؛
- Worksetهای پایه.
Template نباید به انبار تمام محتواهای دفتر تبدیل شود؛ زیرا سنگینی و پیچیدگی آن، عملکرد پروژه را کاهش میدهد.
۲۲.۴. آموزش
آموزش BIM نباید فقط بر دستورات نرمافزاری متمرکز باشد. برنامه آموزشی باید سه سطح را پوشش دهد:
- مهارت نرمافزاری؛
- درک فرایند و استاندارد؛
- توانایی تصمیمگیری و حل مسئله.
۲۳. شاخصهای کلیدی عملکرد BIM
برای سنجش موفقیت BIM باید شاخصهای قابل اندازهگیری تعریف شوند. نمونههایی از KPIهای مناسب عبارتاند از:
| شاخص | روش سنجش |
|---|---|
| درصد تحویل بهموقع مدلها | تحویلهای بهموقع تقسیم بر کل تحویلها |
| تعداد تعارضهای باز | مسائل حلنشده در هر دوره |
| میانگین زمان حل مسئله | فاصله ثبت تا بستهشدن مسئله |
| درصد پارامترهای کامل | دادههای تکمیلشده نسبت به دادههای الزامی |
| درصد پذیرش در اولین کنترل | تحویلهای پذیرفتهشده بدون اصلاح |
| تعداد تغییرات ناشی از خطای طراحی | تغییرات قابل انتساب به ناهماهنگی |
| میزان دوبارهکاری | ساعات یا هزینه اصلاح مجدد |
| دقت برآورد مقادیر | اختلاف مقدار مدل با مقدار تأییدشده |
| سلامت مدل | هشدارها، حجم فایل و خطاهای فنی |
| میزان استفاده از CDE | درصد تبادلات انجامشده از مسیر رسمی |
شاخصها باید به اهداف پروژه مرتبط باشند. برای مثال، تعداد پایین تعارض همیشه نشانه کیفیت نیست؛ ممکن است کنترل تعارض اصلاً بهدرستی انجام نشده باشد.
۲۴. چالشهای پیادهسازی BIM در پروژههای معماری ایران
استقرار BIM در ایران با مجموعهای از چالشهای فنی، سازمانی و قراردادی روبهروست:
۲۴.۱. برداشت نرمافزارمحور
در بسیاری از پروژهها BIM با Revit یا مدلسازی سهبعدی یکسان فرض میشود. این برداشت، ابعاد مدیریتی و اطلاعاتی BIM را نادیده میگیرد.
۲۴.۲. نبود الزامات روشن کارفرما
گاهی کارفرما تحویل BIM میخواهد، اما کاربرد، سطح اطلاعات و معیار پذیرش را مشخص نمیکند.
۲۴.۳. تفکیک قراردادهای طراحی
جدا بودن قرارداد معماری، سازه و تأسیسات میتواند هماهنگی را دشوار کند، بهخصوص زمانی که مسئولیت مدیریت مدل تجمیعی تعریف نشده باشد.
۲۴.۴. ناهماهنگی زمانبندی و مدلسازی
برنامه زمانبندی طراحی و برنامه تولید مدل اغلب مستقل از هم تهیه میشوند.
۲۴.۵. کمبود ساختار طبقهبندی
نبود کدهای مشترک میان طراحی، متره، برنامهریزی و اجرا باعث میشود اتصال مدل به هزینه و زمان دشوار شود.
۲۴.۶. تغییرات دیرهنگام
تغییرات مکرر کارفرما پس از توسعه مدل میتواند هزینه BIM را افزایش دهد. لازم است نقاط تثبیت تصمیم یا Design Freeze تعریف شوند.
۲۴.۷. نبود قراردادهای مناسب
مسئولیت صحت مدل، مالکیت داده، کاربرد قراردادی مدل و اولویت اسناد معمولاً بهروشنی تعریف نمیشود.
۲۴.۸. نبود سیستم مدیریت دانش
تجربه هر پروژه پس از پایان آن از بین میرود و دفتر معماری مجبور میشود در پروژه بعدی بسیاری از مسائل را دوباره حل کند.
۲۵. نقشه راه پیشنهادی استقرار BIM
پیادهسازی BIM بهتر است بهصورت مرحلهای انجام شود.
مرحله اول: ارزیابی وضع موجود
- شناسایی فرایندهای فعلی؛
- ارزیابی مهارت کارکنان؛
- بررسی نرمافزارها؛
- تحلیل نوع پروژهها؛
- شناسایی مشکلات پرتکرار؛
- تعیین سطح بلوغ BIM.
مرحله دوم: تعریف اهداف
اهداف باید مشخص و قابل اندازهگیری باشند؛ برای مثال:
- کاهش تعارضهای اجرایی؛
- افزایش سرعت تولید اسناد؛
- استخراج مقادیر؛
- استانداردسازی کتابخانه؛
- ایجاد تحویل IFC؛
- اتصال مدل به زمانبندی.
مرحله سوم: انتخاب پروژه پایلوت
پروژه پایلوت بهتر است:
- بیش از حد بزرگ نباشد؛
- دارای تیم همکار باشد؛
- زمان کافی برای یادگیری داشته باشد؛
- اهداف مشخص و قابل سنجش داشته باشد؛
- از حمایت مدیریت برخوردار باشد.
مرحله چهارم: تدوین استاندارد حداقلی
در آغاز لازم نیست تمام فرایندهای سازمان استاندارد شوند. استاندارد اولیه میتواند شامل موارد زیر باشد:
- Template؛
- نامگذاری؛
- ساختار فایل؛
- مختصات؛
- تبادل مدل؛
- کنترل کیفیت؛
- فرایند انتشار.
مرحله پنجم: آموزش مبتنی بر پروژه
آموزش باید روی مسائل واقعی پروژه انجام شود. آموزش عمومی نرمافزار بدون پیوند با گردشکار دفتر، اثر محدودی خواهد داشت.
مرحله ششم: ارزیابی و توسعه
پس از پروژه پایلوت باید نتایج، خطاها، هزینهها و درسآموختهها ثبت و استانداردها اصلاح شوند.
۲۶. بلوغ BIM
بلوغ BIM را میتوان در چند سطح عمومی بررسی کرد:
سطح اول: مدلسازی جزیرهای
هر رشته مدل خود را تولید میکند، اما تبادل و هماهنگی محدودی وجود دارد.
سطح دوم: همکاری فایلمحور
مدلها تبادل و تجمیع میشوند، اما بسیاری از فرایندها دستی هستند.
سطح سوم: مدیریت اطلاعات ساختاریافته
CDE، استاندارد نامگذاری، برنامه تحویل و گردشکار تأیید وجود دارد.
سطح چهارم: یکپارچگی با کنترل پروژه
مدل با زمان، هزینه، ریسک، تدارکات و گزارشهای مدیریتی ارتباط پیدا میکند.
سطح پنجم: مدیریت چرخه عمر و دادهمحوری
اطلاعات پروژه به سیستمهای مدیریت دارایی، تحلیل عملکرد و تصمیمگیری بلندمدت متصل میشود.
هدف هر سازمان نباید الزاماً رسیدن سریع به بالاترین سطح باشد. سطح مناسب باید بر اساس نیاز بازار، نوع پروژه، منابع و راهبرد کسبوکار تعیین شود.
۲۷. نقش BIM در تصمیمگیری معماری
BIM میتواند فرایند طراحی را از تصمیمگیری صرفاً شهودی به تصمیمگیری مبتنی بر شواهد نزدیک کند. البته این به معنای حذف خلاقیت نیست؛ بلکه دادهها به ارزیابی پیامدهای گزینههای خلاقانه کمک میکنند.
یک گزینه معماری را میتوان بر اساس معیارهای متعددی سنجید:
- کیفیت فضایی؛
- مساحت مفید؛
- نسبت سطح پوسته به حجم؛
- نور روز؛
- انرژی؛
- هزینه؛
- زمان ساخت؛
- کربن نهفته؛
- انعطافپذیری؛
- دسترسی؛
- قابلیت نگهداری؛
- انطباق با ضوابط.
در این شرایط BIM به محیطی برای طراحی مبتنی بر عملکرد تبدیل میشود.
BIM دادههای لازم برای محاسبه یا مقایسه بخشی از این معیارها را فراهم میکند؛ اما تعیین وزنها همچنان تصمیمی مدیریتی، طراحی و راهبردی است.
۲۸. BIM در پروژههای مرمت و بناهای تاریخی
در پروژههای میراثی، BIM میتواند به شکل HBIM یا مدلسازی اطلاعات بناهای تاریخی توسعه یابد. تفاوت اصلی این پروژهها با ساختمانهای جدید، وجود عدم قطعیت، هندسه نامنظم، لایههای تاریخی و اطلاعات مبتنی بر برداشت و تفسیر است.
کاربردهای HBIM عبارتاند از:
- مستندسازی وضع موجود؛
- اتصال دادههای برداشت لیزری و فتوگرامتری؛
- ثبت آسیبها؛
- تحلیل مراحل تاریخی؛
- مدیریت مداخلات حفاظتی؛
- ثبت مصالح و فنون سنتی؛
- پایش ترکها و تغییرشکلها؛
- برنامهریزی نگهداری؛
- آرشیو مستندات مرمتی.
در HBIM لازم است میان داده قطعی، داده برداشتشده، بازسازی فرضی و تفسیر تاریخی تمایز وجود داشته باشد. هر عنصر میتواند دارای شاخصی برای سطح اطمینان باشد.
برای نمونه:
| سطح اطمینان | نوع اطلاعات |
|---|---|
| بالا | برداشت مستقیم و مستند |
| متوسط | استنتاج بر اساس شواهد کافی |
| پایین | بازسازی فرضی |
| نامشخص | نیازمند پژوهش بیشتر |
این موضوع از نظر اخلاق حفاظت نیز اهمیت دارد؛ زیرا مدل دیجیتال نباید فرضیه را بهعنوان واقعیت تاریخی قطعی نمایش دهد.
۲۹. اشتباهات رایج در مدیریت پروژههای BIM
مهمترین خطاهای اجرایی عبارتاند از:
- آغاز مدلسازی پیش از تعریف اهداف؛
- تمرکز صرف بر نرمافزار؛
- تولید جزئیات بیش از نیاز؛
- نبود سیستم مختصات مشترک؛
- نبود مسئول مشخص برای اطلاعات؛
- استفاده از فایلهای محلی و کانالهای غیررسمی؛
- انجام Clash Detection بدون فرایند حل مسئله؛
- تحویل مدل بدون کنترل کیفیت؛
- استخراج متره از مدل غیرآماده؛
- استفاده از مدل طراحی بهعنوان مدل چونساخت؛
- نادیده گرفتن امنیت و مالکیت داده؛
- وابستگی کامل فرایند به یک فرد؛
- عدم ثبت درسآموختهها؛
- استفاده از یک استاندارد ثابت برای تمام پروژهها؛
- سنجش موفقیت بر اساس زیبایی مدل سهبعدی.
۳۰. چارچوب پیشنهادی مدیریت یک پروژه معماری BIMمحور
برای مدیریت یکپارچه پروژه میتوان فرایند زیر را اجرا کرد:
فاز اول: آغاز پروژه
- شناسایی ذینفعان؛
- تعریف اهداف BIM؛
- تعیین کاربردهای BIM؛
- تعیین الزامات اطلاعاتی؛
- بررسی ظرفیت تیم؛
- ارزیابی ریسک؛
- تعیین راهبرد قرارداد و تحویل.
فاز دوم: برنامهریزی
- تدوین BEP؛
- تعیین نقشها؛
- ایجاد ماتریس مسئولیت؛
- تعیین CDE؛
- تعریف نامگذاری؛
- تعیین سطح نیاز اطلاعات؛
- تهیه برنامه تحویل اطلاعات؛
- تعیین KPIها؛
- انجام آزمون تبادل.
فاز سوم: تولید
- ایجاد مدلهای رشتهای؛
- کنترل داخلی؛
- ثبت مسائل؛
- اشتراکگذاری در CDE؛
- بهروزرسانی برنامه تحویل؛
- مدیریت نسخهها.
فاز چهارم: هماهنگی
- تجمیع مدلها؛
- کنترل تعارض؛
- جلسات هماهنگی؛
- تخصیص مسئولیت؛
- اصلاح و کنترل مجدد؛
- تأیید بسته اطلاعاتی.
فاز پنجم: کنترل پروژه
- اتصال مدل به زمان؛
- اتصال مدل به مقادیر و هزینه؛
- کنترل پیشرفت؛
- تحلیل تغییرات؛
- پایش شاخصها؛
- گزارشدهی مدیریتی.
فاز ششم: تحویل
- کنترل نهایی مدل؛
- تطبیق با وضعیت اجرا؛
- تکمیل اطلاعات دارایی؛
- تحویل فرمتهای اصلی و باز؛
- آرشیو؛
- آموزش بهرهبردار؛
- ثبت درسآموختهها.
۳۱. آینده مدیریت پروژههای معماری تحت BIM
آینده BIM به سمت مدلهای متصل، دادهمحور و قابل تحلیل حرکت میکند. مهمترین روندها عبارتاند از:
- یکپارچگی BIM و GIS؛
- دوقلوی دیجیتال؛
- هوش مصنوعی در کنترل مدل؛
- طراحی مولد؛
- کنترل خودکار ضوابط؛
- پایش پیشرفت با بینایی ماشین؛
- اتصال مدل به حسگرهای اینترنت اشیا؛
- مدیریت کربن و پایداری؛
- ساخت صنعتی و پیشساختگی؛
- قراردادهای مشارکتی؛
- محیطهای داده ابری؛
- مدیریت دانش مبتنی بر داده پروژه.
هوش مصنوعی میتواند در آینده بخشی از فعالیتهایی مانند طبقهبندی عناصر، شناسایی خطاها، تحلیل گزینهها، تولید گزارش، پیشبینی ریسک و کنترل مدارک را خودکار کند. با این حال، مسئولیت حرفهای و اعتبارسنجی نهایی همچنان بر عهده متخصصان پروژه خواهد بود.
نتیجهگیری
مدیریت پروژههای معماری تحت BIM یک تحول فناورانه صرف نیست؛ بلکه تغییر در شیوه تعریف نیازها، توزیع مسئولیتها، تولید اطلاعات، هماهنگی تیمها و کنترل تصمیمات است. ارزش BIM زمانی آشکار میشود که مدل دیجیتال به برنامه زمانبندی، هزینه، کیفیت، ریسک، قرارداد و بهرهبرداری متصل شود.
سهبعدیبودن مدل، موفقیت BIM را تضمین نمیکند. یک پروژه BIM موفق باید دارای الزامات اطلاعاتی روشن، برنامه اجرایی قابل اجرا، محیط مشترک داده، نقشهای مشخص، برنامه تحویل اطلاعات، کنترل کیفیت و نظام مدیریت تغییر باشد.
مهمترین اصل را میتوان چنین خلاصه کرد:
BIM پیش از آنکه ابزار مدلسازی ساختمان باشد، نظام مدیریت اعتماد به اطلاعات پروژه است.
هرچه اطلاعات پروژه دقیقتر، ساختاریافتهتر، قابل ردیابیتر و در زمان مناسب در اختیار افراد مسئول قرار گیرد، تصمیمگیری بهتر، دوبارهکاری کمتر و قابلیت پیشبینی پروژه بیشتر خواهد شد.
در نهایت، هدف BIM تولید مدل پیچیدهتر نیست؛ هدف آن ایجاد فرایندی است که در آن:
- اطلاعات درست؛
- با سطح مناسب؛
- در زمان مناسب؛
- توسط مسئول مناسب؛
- برای تصمیم مناسب
تولید و استفاده شود.
پیشنهادهای اجرایی نهایی
برای یک دفتر معماری که قصد استقرار واقعی BIM را دارد، اولویت اقدامات میتواند بهترتیب زیر باشد:
- تعریف اهداف تجاری و پروژهای BIM؛
- تدوین استاندارد پایه دفتر؛
- ایجاد Template سبک و کنترلشده؛
- استانداردسازی خانوادهها و پارامترها؛
- تعریف CDE و گردشکار انتشار؛
- تفکیک نقش مدیر BIM از مدلساز؛
- تهیه BEP برای هر پروژه؛
- تدوین ماتریس مسئولیت اطلاعات؛
- هماهنگکردن WBS با ساختار مدل؛
- ایجاد فرایند ثبت و حل مسائل؛
- اجرای کنترلهای دورهای کیفیت؛
- سنجش عملکرد با KPI؛
- ثبت درسآموختههای هر پروژه؛
- توسعه تدریجی 4D و 5D؛
- حرکت به سمت مدیریت اطلاعات دارایی و چرخه عمر.
منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر
- مجموعه استانداردهای ISO 19650 در زمینه مدیریت اطلاعات با استفاده از BIM؛
- استاندارد ISO 16739 مرتبط با قالب IFC؛
- راهنماهای buildingSMART International؛
- منابع مرتبط با Information Delivery Manual؛
- منابع BIM Project Execution Planning Guide؛
- کتاب BIM Handbook؛
- استانداردها و راهنماهای مرتبط با سطح نیاز اطلاعات؛
- منابع مدیریت پروژه مؤسسه PMI؛
- منابع مربوط به Integrated Project Delivery؛
- دستورالعملهای مدیریت CDE، هماهنگی مدل و تحویل اطلاعات دارایی.